تبليغاتX
از همه طرف
 
 
:: تبليغات
 

 
 
 
 

              

ديروز رفتيم سالن اجتماعات زنگ اول و دوم پريد البته نصفش

 تو سالن ثمين رو کرد به من گفت کمک ميکني بهمون برنامه انجمن اسلاميه من ديدم که بابا عضو فعال بسيج (با سه سال سابقه البته فقط واسه پروژه ها  )ازم که چيزي کم نميشه و حوصله نشستنو ندارم گفتم اره اگه ناظما به حجاب گير ندن!!! گفت نه ما هم اوکي را داديم

(سالن بعد از اينکه از مدرسه امدي تو کوچه سازمان (سمپاد خودمون)  بايد مدرسه راهنمايي پسرانه و دبيرستانشو رد کني مي رسي بهش)

يهو ديديم ناظما امدن نگران دنبال پروژکتور از اون جايي که من فهميدم کسي که بر گشته بود مدرسه به علت برودت هوا تو راه گير کرده بود.

زهرا گفت يکي بره دنبالش ترو خدا گريش گرفته بود                 برنامه بعد از قرآن صحبت رييس ناحيه بود اگه بهم ميخورد ...          

يهو ديديم کيانا افتاد تو سالن تا زانوش پر برف بود        گفت پروژکتور کجاست ؟اخه ادم عاقل قبل از اينکه بري بپرس نه الان

گفتم من ميرم

 کيانا گفت منم ميام

 يکي از ناظما گفت منم ميام

خلاصه دو نفري امديم پياده بريم که ناظمو ديديم که رفت طرف ماشينش گفت بياين ديگه يه نگاه به کيانا کردم و هر دو عقب سوار شديم پيش به سوي مدرسه يهو انگار که نوار روش عوض شد يه اهنگ ترکي شروع شد ماشين تو برفاي کوچه نمي کشيد از پرايد همون قدرم زياد بود ولي يهو از تو برفا در امد و دم در مدرسه پياده شديم پروژکتورو که دادن بهمون ناظم دوم رو کرد بهم کنترل داد دستم گفت تو همينو سالم ببري بسه !!!!!!!!!!!! بعد که بردم

 به طفلي کيانا سه جعبه کيک دادن و پروژکتور ببرشون !!!!!!!!!!!!!!!!! از کيانا چند جعبه گرفتم برگشتيم سالن البته اين دفعه من و کيانا جلو يه ناظم و وسايل عقب تازه وسط راه زهرا هم اضافه شد نشست تو بغل خانم ناظم          

 فرنوش رو کرده بهم اشاره کرد به ستاره انتظامات من   Gemini Gemini Gemini Gemini Gemini منم يه لبخند زدم ساکت ............ ول نميکرد اخر امد عقب رو به ناظم اولا گفت من دسشويي دارم يهو دوهزاريم افتاد طفلي به دسشويي اشاره ميکرده نه من          

 تازه خيلي خنديديم چون مرده امده بود ميگفت ما تو کشورمون پليمر و از اين جور چيزا داريم اخه ادم عاقل ما تو کشورمون نميتونيم يه سوزن توليد کنيم و سر خودکارامون وارداتيه !!!!!!!

بر اثاث تذکر ناظم از جام پريدم که پشت سرم ميگفت ساکت شروع کردم به ساکت کردن بچه ها و

 نگاه کردن به بقيه بچ انتظامات پرديس رتبه يک  شري  و رتبه پرحرفي يک سارا و نسيم و رتبه سوم شري اولا خودم  بهبه چه شود امدم برم که ليلا رو ساکت کنم گفت برم بزنمش داره چرت ميگه!!!!!!!!!!!!!!

کيکارو به جاي يه دفعه به اولا و بچ خودمون دو دفعه دادم .      

بعد يگانه خ رو کرده بهش ميگه چرا کل کشور پنج روز به تعطيلي خورد يارو کم اورد گفت جلسه دارم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 اخرم که داشتيم برميگشتيم ده دوازده تا پسر جلو در دبيرستان رو تيوپ داشتن بازي ميکردن گوشه هايي از اموزش ماست                          Reading a Book          Reading a Book  

 زنگ اخر مدرسه دي ان آ رو بردم ازمايشگاه فرنوش داشت گزارش کار ميداد ميگه چرا اب ندادي بهم                        بهش ميگم چايي نمي خواي احيانا تو دسشويي داشتي يا اب ميخواستي چشم مسئول ازمايشگاه زيست خانم جمالي چهار تا شده بود يه ربه اخر زيست کنار معلم بسکتبال دودر شد.         

 

 

| لينک ثابت |  سه شنبه 16 بهمن1386 | 19:3 

  بيان انتقادات و پيشنهادات  
 
:: لينک باکس
 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
لوگوي ما
 
از همه طرف

 
 
 

لوگوي دوستان

 
از همه طرف

 
 
 
لينک دوني
 

 
 
 
طراح قالب
 
اين قالب توسط Temp-Designer طراحي و ترجمه شده.