|
تو معصوم به دنیا میآیی . بدون گناه . بدون شکر تصفیه شده . بدون کلسترول . تو پاک و اصیل هستی . بعد ناگهان ... دق !!!! آره ، کتک میخوری . محکم به پشتت میزنند . بیانصافی است . تو که کار بدی نکردی ؟ خودت خوب میدانی . چطور ؟ تو وقتی نداشتی که کار بدی بکنی ، فقط چند دقیقه از تولدت گذشته ، حتا وقت نداشتی نفس
بکشی ، چه برسد به این که همسایهای را گول بزنی ، یا یواشکی به پیغامهای منشی تلفنیات
گوش بدهی ، حتا هنوز منشی تلفنی نداری ، هنوز حتا نمیخواهی از کسی دوری کنی . تا این
اندازه نو هستی . که این ، ما را به آن کتکخوردن بازمیگرداند . چرا ؟ چرا تو ؟ چرا این همه درد ؟ هرچند فقط چند دقیقه از عمرت گذشته ، اما درسی فرا میگیری ، یک درس بزرگ . حالا خوب حواست را جمع کردی ؟ درد وجود دارد . زندگی میتواند آزاردهنده باشد . خیلی زیاد . حتا وقتی بچهی خوبی هستی ، ممکن است باز هم کتک بخوری . بدون معذرتخواهی . بدون توضیح . ( خوب ... دستکم نه همان وقت ... ) زمان زیادی نخواهد گذشت که بالاخره میفهمی ...
|