nell
دختر شبهای کویر
یاد روز آشنایی
همراه اندوه نگاهت
رفتم که دیگر برنگردم
دیگر نمی مانم به راهت
رفتم دگر بدرود بدرود
پایان گرفت افسانهی ما
چون قایقی در دست طوفان
ما عشقمان گم شد به دریا
رفتم دگر بدردود بدرود
از من چه دیدی من چه کردم
از من گذشتی بی تو من هم
رفتم که دیگر بر نگردم
اکنون چو پاییز نگاهت
غمگینم و تنها و خسته
کی می توان برگشت افسوس
پشت سرم پلها شکسته
یاد تو همچون سایه با من
هر جا که رفتم همسفر بود
تو بی من و یاد تو با من
عشق تو دیگر بی ثمر بود
من قصه اندوه و دردم
رفتم که دیگر بر نگردم
من شعله ای خاموش و سردم
رفتم که دیگر بر نگردم
نوشته شده در دوشنبه 8 تیر1388ساعت
17:37 توسط ندا| |


