|
به آخرين شعرم می انديشـم! که به پايانش نخواهم کشـاند! و رهايش خواهم کرد غريب و بيگانه نو نهال!
چه کسی او را تيمار خواهد کرد؟ آنجا که سبزه ها لگد مال ميشوند وصدای ناله و فرياد خرد شدن استخوان هايشان در زير پای انسان هرگز به گوش نميرسـد!
من! به آخرين شعرم می انديشـم! که پايانش نخواهم نشـاند
|