دختر شبهای کویر
زندگی تاس خوب آوردن نیست، تاس بد را خوب بازی کردن است... دل تو اولین روز بهار ، دل من آخرین جمعه ی سال، و چه دورند و چه نزدیک بهم... تو میگی دلت شکسته است ؟ من میگم خوب میشه خسته است... عقل میگفت که دل مسکن و ماوای من است، عشق خندید که یا جای تو یا جای من است... این درست نیست که میگویند دل به دل راه دارد، دل من غرق به خون است دل او خبر ندارد... این چه حرفی ست که در عالم بالاست بهشت، هر کـجا وقت خوش افتاد همـان جاست بهشت! دوزخ از تیــــرگی بخــــت درون تــــــو بــــود، گر درون تیــــره نبـــاشد همه دنیاســت بهشت... زمان به من آموخت که دست دادن معنی رفاقت نیست،
بوسیدن قول ماندن نیست و عشق ورزیدن زمانت تنها نشدن نیست... دل من دیرزمانیست که می پندارد،
دوستی هم گلیست مثل نیلوفرو ناز! ساقهٔ ترد ظریفی دارد، بیگمان سنگدل است آنکه روا میدارد،
جان این ساقهٔ نازک را دانسته بیازارد... نیمهٔ من آنکه میبیند مرا،
پس کی از این شاخه میچیند مرا میان دست های تو جا گذاشتم، پوچی سرفصل تمام شعرهایم شد... نقش خنده ای را که در چشمانم به جا مانده... شنبه سه شنبه چهارشنبه تا ۲.۴۵ يكشنبه دوشنبه تا ۱۲.۳۰ پنجشنبه ها هم تعطيل
• دلت رو به کسی بسپار که لیاقت داشته باشه.
• نگاهت رو به کسی بدوز که قلبش برای تو بتپه.
• چشمات رو با نگاه کسی آشنا کن که زندگی رو درک کنه.
• سرت رو رو شونه های کسی بگذار که از صدای تپشای قلبت تو رو بشناسه.
• ارامش نگاهت رو به قلبی پیوند بزن که بی ریاترین باشه.
• لبخندت رو نثار کسی کن که دل به زمین نداده باشه.
• رویاهات رو با چهره کسی تصویر کن که زیبایی رو احساس کنه.
• چشم به راه کسی باش که تو رو انتظار کشیده باشه.
عاشق باش! اما عاشق کسی که تک تک سلول هاش تقدس عشق رو درک کنند
به علت درسي فعلا اپ نميكنم. فقط از مدرسه نظراتو ميخونم ...
نوشته شده در یکشنبه 26 مهر1388ساعت
10:31 توسط ندا| |
نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت
20:35 توسط ندا| |
درد و دل
نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت
20:29 توسط ندا| |
آن زمان که زندگی را
نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت
20:20 توسط ندا| |
می پوشانم با اشک،
نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت
20:11 توسط ندا| |
مدرسه ها
نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت
19:42 توسط ندا| |


