تبليغاتX
nell
nell

دختر شبهای کویر

وقتی حرفی آتشت می زند ... هیچ آبی افاقه نمیكند ... سوختن یك " باید " است ...

 

 

--------------

پ.ن : دوباره اسفند ... دوباره حکایت پر کشیدن ثانیه ها ... دوباره رسیدن به آغاز فصلی سبز ... دوباره دل من و یک دنیا حرف نگفته ... دوباره صدای چلچله های بی مقصد ... دوباره سکوت لحظه های پی در پی ... دوباره  نفسهای بی شماره ... دوباره حس تنهایی های مداووم ... دوباره ترنم زندگی ... دوباره عطش عاشقی ... دوباره دلتنگی ... دوباره ... دوباره ... و دوباره بــــهــــار ...

نوشته شده در جمعه 16 اسفند1387ساعت 10:10 توسط ندا| |
همه ما وارثیم ، وارث عذاب عشق سهم اونکس بیشتره که میشه خراب عشق سوختن و فریاد زدن ، اینه رمز و راز عشق وقت از خود مردنه، لحظه آغاز عشق
نوشته شده در یکشنبه 11 اسفند1387ساعت 19:40 توسط ندا| |

 

پرواز بايد كرد

به آن سو كه در آن قفسي نباشد

و فرياد بايد زد

تا جايي كه غمي در سينه نماند

آنقدر رفت و رفت

تا از همه حسرت ها دور شد

و آنقدر خواند و خواند

تا ديگر صداي ناموزوني باقي نماند

بال بايد زد و بال بايد زد

آنقدر كه سكون را فراموش كرد

و به رفتن  عادت.

حسرت را در قلب كشت و آزاد شد.

ديگر مثل نيلوفر ضعيف

بر ساقه درختان سنگين نپيچيد

و اندكي از آب چشمه روشنايي به صورت زد

و روي چشم ها را شست و شو داد

تا حقيقت را ديد.

تا لمس كرد حقيقتي را كه هست

و به پوچي ذهني  كه اسيرت نمود پي برد.

تا فهميد چه دقايق ارزشمندي در اين فكر تباه شدند

و آنها را به چنگ آورد.

و افسوس ها را بايد فراموش كرد

و فهميد كه همنوع چيزي نيست جز همنوع

كه او نيز گاه مي خواهد بپرد و شايد هرگز نپرد

كه پريدن هميشه همزمان نيست

و گاه با آرزوي پريدن با ديگري

چه بسا براي هميشه پربسته شوي.

پس بايد پرواز كرد

از اين جغرافياي تاريك و خود ساخته

از اين نقطه كور خود بافته

و كابوسش را به جان نخريد

كه انسان ها همه به دنبال نورند

و اين نور از درون خويشتن است

و بايد تنها اين نور را ديد

و با آرزوي اين نور پريد

و چگونه انساني با اين وصف ،

نور را به تو هديه كند؟

پس پرواز

از اينجا پرواز به آن سويي كه

به جز پرواز در آن انجام نگيرد

و هر كه ايستد،

در آن سو نيست

و آنجا حتي اگر يك نفر هم بود ،

او همپرواز من است.

آري ،

در اين بركه تاريك و سرد

كه غوكان آوازه خواني

و بوفان هجو سرايي مي كنند

همپروازي نيست

جاي پرواز عقاب ، اوج آسمانهاست

آري بايد جغرافياي فكر را عوض كرد.

نوشته شده در چهارشنبه 7 اسفند1387ساعت 9:4 توسط ندا| |