تبليغاتX
nell
nell

دختر شبهای کویر

 
ربات تمیز کننده شیشه های موزه لوور

این ربات که در شستشوی سازه پیرامید موزه لوور به خدمت گرفته شده است از جدید ترین کاربرد های صنعت رباتیک در کاربردهای امروزی است

این ربات برای کار نیاز به دو کاربر برای نصب دارد.و بیس اصلی آن در یک ماشین ون قرار دارد که به مدت 3 سال است ماموریت خور را به خوبی انجام میدهد ،و پژوهشگران آینده خوب تجاری را برای آن پیش بینی کرده اند.

در ارتفاع 21 متری این سازه مطمئنا شستشو کار بسیار سختی است و بدون استفاده از این دستگاه به علت ارتفاع و شیب زیاد نیاز به یک تیم کوهنوردی برای انجام این کار است.شیب هر وجه این سازه در حدود 50 درجه است ولی تلاش برای بالا رفتن از آن مطمئنا کار آسانی نخواهد بود زیرا سطح شیشه ای آن بسیار صیقلی و لیز است

مخصوصا وقتی سطح آن خیس است.شما باید آنقدر اصطکاک فراهم کرده باشید که ربات از سطح شیشه لیز نخورد و در عین حال اصطکاک مضاعف باعث عدم توانایی ربات در جابجایی روی سطح میگردد.

این ربات به گفته سازندگان آن نه تنها قابلیت حرکت بر سطوح با شیب زیاد را دارد بلکه می تواند بر سطوح عمودی نیز حرکت کند ،چه بر روی سطوح شیشه ای و یا بتونی.به گفته سازنده آن دو خصوصیت برجسته ای دستگاه آن را از نمونه های خارجی آن متمایز ساخته است اول اینکه ربات به طور از پیش طراحی شده آنقدر امنیت حرکت دارد که نیازی به اتصال جرثقال برای مهار آن نیست.و دوم اینکه این ربات همزمان با حرکت خود قادر به تمیز کردن سطح زیر خود است.

قلب حرکتی ربات برای حرکت پدهای مکنده آن است که با سیستم حرکتی کرمی شکل دستگاه ادغام شده است .مکش از سقوط دستگاه از ارتفاع جلوگیری میکند و همزمان اصطکاک لازم را فراهم می کند بین قسمت خزنده و سطح شیشه لذا این مکانیزم امکان حرکت دستگاه را برروی شیشه فراهم می کند . نکته قابل توجه در مورد این ربات اینست که این ربات مکش خود را حتی هنگام حرکت از روی لبه های شیشه از دست نمی دهد.متاسفانه شرکت روبوسافت از دادن اطلاعات ریز فنی و مواد استفاده شده در این ربات خودداری کرده است.

هر کاپ مکش قطری در حدود 150میلی متر دارد و عمقی در حدود 50 میلی متر دارد .ابعاد ربات آنگونه که اندازه گیری شده 1200*900 میلی متر است و وزنی در حدود 50کیلو گرم دارد.فیبر کربن استفاده شده در این ربات باعث کاهش وزن و افزایش راندمان دستگاه گردیده است.

تعداد 8 کاپ زیر این ربات تعبیه شده با این وجود که تعداد 3 عدد ازین کاپها نیز برای نگهداری ربات کفایت می کند. 5 کاپ اضافه در مواقعی که امکان خطا وجود دارد اضافه شده اند .کاپهای اضافی به گونه ای چیده شده اند که در هنگام حرکت ربات از روی لبه ها دستگاه مکش خود را از دست ندهد .با این حال که در هر زمان بیش از 3 کاپ بر روی لبه پنجره قرار نمی گیرد.شیشه های این سازه به صورت لوزی هستند با ابعاد هر ضلع 1.775متر و با قطر بزرگ 3متر و قطر کوچک 1.9 متر .

خلا زیر کاپها به وسیله یک پمپ که بر روی یک ماشین ون قرار گرفته بوسیله شیلنگهای پلاستیکی تامین شده است و این خلا با یک سیستم کنترلی به هر کاپ منتقل می شود و در صورتی که هر کاپ به هر دلیل خلا خود را از دست داد مکش این کاپ قطع خواهد شد . این سیستم در فشار200mb کار می کند .اگر 3 کاپ همزمان بر روی یک شکاف قرار گیرد سقوط نمی کند ولی به آرامی سر خواهد خورد.

شیارهای خزش ربات در برگیرنده 4 خط کاملا مستقل است که هر خط 400میلی متر طول و 50میلی متر عرض دارد

همانطور که مکش به وسیله لوله هایی به ربات منتقل می شد قدرت نیز بوسیله کابل فشار ضعیفی به ربات منتقل می شود .ماشین ون حاوی پمپ و منبع قدرت همچنین حاوی منبع آب برای شستشوی شیشه است یک خط برای انتقال آب و کف و یک خط برای بازگرداندن آب کثیف به منبع دیگر.

برای افزایش حاشیه امنیت تمام منابع بصورت موازی درآمده اند 2 خط عبور جریان 2 منبع مکش 2 لوله انتقال خلا 2 موتور تامین کننده الکتریسیته،اگر به هر دلیلی یکی از این وسایل دچار نقص شوند دیگری بلافاصله جایگزین خواهد شد.

نوشته شده در پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 21:13 توسط ندا| |
http://lajanname.blogfa.com/post-46.aspx
نوشته شده در سه شنبه 20 فروردین1387ساعت 23:52 توسط ندا| |
سلام   راستی خوش اومدین استاد (با وجود نظر کامیار هنوز استاد مایین) نمی خواستم با اون عکس حالتون گرفته شه و دیگه حوصله کپی ندارم.

نوشته شده در سه شنبه 20 فروردین1387ساعت 23:49 توسط ندا| |
حتی اگر بسیار نحیف و ناتوانی، باز هم می توانی درهای بهشت را باز کنی.
 حتی اگر بی نهایت کوچک و ناچیزی، باز هم می توانی به ملکوت آسمان برسی.
 حتی اگر فقط یک روز فرصت داشته باشی، باز هم می توانی کاری بزرگ کنی، آنقدر بزرگ که هرگز کسی فراموشش نکند. اینها را پشه ای می گفت که روی برگی سبز بر بلندترین شاخه درختی در بهشت نشسته بود.
 
پشه می گفت: آدم ها فکر می کنند تنها آنها می توانند به بهشت بیایند. اما اشتباه می کنند و نمی دانند که مورچه ها هم می توانند به بهشت بیایند. نهنگ های غول پیکر و کلاغ های سیاه ، گوسفندها و گرگ ها هم همینطور.
 یک عصای قدیمی، یک چاقوی زنگ زده، یک قالیچه نخ نما هم می تواند به بهشت بیاید،
 به شرط آنکه کاری کند، به شرط آنکه خدا را در چیزی یاری کند.
 
پشه ها زود به دنیا می آیند و زود از دنیا می روند. مهلت بودنشان خیلی کم است.
من ولی دلم می خواست در همین مهلت کوتاه با همین بال های نازک و کوچک تا جاودانگی پر بزنم.
 
این محال بود و من به محال ایمان داشتم.
 
سه روز از زندگی ام گذشته بود و من کاری نکرده بودم. دلم می خواست پشه ای باشم؛ مثل همه پشه ها.
 دلم نمی خواست دور آدم ها بچرخم و آواز بخوانم و از کلافگی شان لذت ببرم. دلم نمی خواست شب ها شبیخون بزنم و خواب را از چشم ها بگیرم. هرگز کسی را نیش نزدم و هرگز خونی را نخوردم و هرگز...
 دلم می خواست کاری کنم، به کسی کمکی کنم، جهان را بهتر کنم. اما همه به من می خندیدند، بادهای تند و تیز به من می خندیدند.
 
تنها خدا بود که به من نمی خندید.
 و من دعا می کردم و تنها او را صدا می کردم.
 تا آن روز که خدا جوابم را داد و گفت: درود بر تو، پشه پرهیزگارم. می خواهی کاری کنی، باشد، بیا و به پیامبرم کمک کن. نامش ابراهیم است.
 گفتم: خدایا! کاش می توانستم کمکش کنم. ولی ببین چقدر کوچکم، زوری ندارم. اما... اما چقدر دلم می خواست می توانستم روزی روی آستین پیامبرت بنشینم.
 خدا گفت: تو می توانی کمکش کنی.
 تو سلحشور ظریف ملکوتی. جنگجوی کوچک خداوند.
 و آن وقت خدا از نمرود برایم گفت و نشانی قصرش را به من داد.
 من به آنجا رفتم و کوچکتر از آن بودم که نگهبانان مانع رفتنم شوند. ضعیفتر از آن بودم که سربازان به رویم شمشیر بکشند و ناچیزتر از آنکه هیچ جاسوسی آمدنم را گزارش کند.
 آدم ها هرگز گمان نمی کنند که پیشه ای بتواند مامور خدا باشد و دستیار پیامبر.
 نمرود را دیدم، بی خیال بود و سرگرم. چنان تیز بر او تاختم و چنان تند بر سوراخ بینی اش وارد شدم که فرصت نکرد دستش را حتی بجنباند.
 سه روز و سه شب یک نفس در آن حفره تاریک جنگیدم. با همه تاب و توانم، برای خدا و پیامبری که ندیده بودمش.
 و می شنیدم که نمرود نعره می زد و کمک می خواست. و می شنیدم که بیرون همهمه بود و غوغا بود. و می دانستم که هیچ کس نمی تواند به او کمک کند.
 و آن زمان که آرام گرفتم، نه بالی داشتم و نه تنی و نه نیشی.
 و نمرود ساعت ها بود که از پای درآمده بود.
 من مرده بودم و دیدم که فرشته ای برای بردنم آمد.
 فرشته مرا در دست های لطیفش گذاشت و گفت: تو را به بهشت می بریم، ای پشه پارسا. تو جنگجوی کوچک خدا بودی، سلحشور ظریف ملکوت.
 
و حالا قرن هاست که من در بهشتم. و پاداشم این است که هر وقت بخواهم می توانم بر آستین پیامبر خدا بنشینم.
نوشته شده در پنجشنبه 15 فروردین1387ساعت 20:32 توسط ندا| |
«آلبرت اينشتين »» اين معما را در قرن نوزدهم ميلادي طرح كرد و به گفته وي حدود 98درصد از مردم جهان نمي توانند اين معما را حل كنند!
در خياباني 5 خانه ؛ در 5 رنگ مختلف وجود دارند . در هريك از اين خانه ها يك نفر با مليتي متفاوت از ديگران زندگي مي كنند . اين 5 صاحب خانه ؛ هركدام نوشيدني متفاوت مي نوشند ، اتومبيل متفاوت سوار مي شوند و حيوان خانگي متفاوت نگهداري مي كنند .
حال با توجه به راهنماييهاي زير بگوييد كدام يك از آنها در خانه ، ماهي نگهداري مي كند؟
1- مرد انگليسي در خانه قرمز زندگي مي كند
2- مرد سوئدي ، يك سگ دارد .
3- مرد دانماركي چاي مي نوشد .
4- خانه سبز رنگ در سمت چپ خانه سفيد قرار دارد .
5- صاحب خانه سبز قهوه مي نوشد .
6- شخصي كه اتومبيل تويوتا سوار مي شود ، پرنده پرورش مي دهد .
7- صاحب خانه زرد ، اتومبيل بلازر سوار مي شود .
8- مردي كه در خانه وسطي زندگي مي كند ، شير مي نوشد .
9- مرد نروژي در اولين خانه زندگي مي كند .
10- مردي كه اتومبيل BMW سوار مي شود ، در كنار مردي كه گربه نگه مي دارد ، زندگي مي كند .
11- مردي كه اسب نگهداري مي كند ، كنار مردي كه اتومبيل BLAZER سوار مي شود ، زندگي مي كند .
12- مردي كه اتومبيل FIAT سوار مي شود ، نوشابه مي نوشد .
13- مرد آلماني اتومبيل BENZ سوار مي شود .
14- مرد نروژي كنار خانه آبي زندگي مي كند .
15- مردي كه اتومبيل BMW سوار مي شود ، همسايه اي دارد كه آب مي نوشد .


نوشته شده در چهارشنبه 7 فروردین1387ساعت 19:41 توسط ندا| |
به یه علتی پاک شد
نوشته شده در چهارشنبه 7 فروردین1387ساعت 15:7 توسط ندا| |