تبليغاتX
nell
nell

دختر شبهای کویر

1.
آنالیز ریاضی: درس، مساله
آنالیز ریاضی: درس، مساله
پدیدآورنده: مجید میرزاوزیری، آرش قاآنی فراشاهی
ناشر: آهنگ قلم - 29 خرداد، 1386
قیمت:  17000 ریال
این کتاب در هیچ یک از فروشگاه ها عرضه نشده است.
2.
فضاهای متریک با طعم توپولوژی
فضاهای متریک با طعم توپولوژی
پدیدآورنده: مجید میرزاوزیری، محمد صال مصلحیان (ویراستار)
ناشر: دانشگاه فردوسی (مشهد) - 02 مرداد، 1386
قیمت:  28000 ریال
این کتاب از 1 فروشگاه قابل تهیه می باشد.
3.
روزی که صداها را دیدم
روزی که صداها را دیدم
پدیدآورنده: مجید میرزاوزیری، مسعود زمانی (ویراستار)
ناشر: سخن گستر - 25 آبان، 1384
قیمت:  10000 ریال
این کتاب در هیچ یک از فروشگاه ها عرضه نشده است.
4.
کهکشان ستاره های دریایی
کهکشان ستاره های دریایی
پدیدآورنده: مجید میرزاوزیری، ناصررضا ارقامی (ویراستار)
ناشر: سخن گستر - 23 بهمن، 1384
قیمت:  12000 ریال
این کتاب در هیچ یک از فروشگاه ها عرضه نشده است.
5.
مثلث
مثلث
پدیدآورنده: مجید میرزاوزیری
ناشر: سخن گستر - 16 ارديبهشت، 1385
قیمت:  7500 ریال
چاپ این کتاب تمام شده است.
6.
سرنوشت پدرم (بازگشت به بازگشت به منزل آخر)
سرنوشت پدرم (بازگشت به بازگشت به منزل آخر)
پدیدآورنده: مجید میرزاوزیری
ناشر: سخن گستر - 01 مرداد، 1385
قیمت:  12000 ریال
چاپ این کتاب تمام شده است.
7.
311
311
پدیدآورنده: مجید میرزاوزیری
ناشر: سخن گستر - 03 تير، 1385
قیمت:  20000 ریال
این کتاب در هیچ یک از فروشگاه ها عرضه نشده است.
8.
عقربه ثانیه شمار
عقربه ثانیه شمار
پدیدآورنده: مجید میرزاوزیری
ناشر: سخن گستر - 01 مرداد، 1385
قیمت:  12000 ریال
چاپ این کتاب تمام شده است.
9.
حافظه استاد
حافظه استاد
پدیدآورنده: مجید میرزاوزیری
ناشر: سخن گستر - 15 ارديبهشت، 1386
قیمت:  12000 ریال
چاپ این کتاب تمام شده است.
10.
بازگشت به منزل آخر
بازگشت به منزل آخر
پدیدآورنده: مجید میرزاوزیری
ناشر: سخن گستر - 1383
قیمت:  10000 ریال
این کتاب در هیچ یک از فروشگاه ها عرضه نشده است.
11.
فلسفه ریاضی: کلاسیک، مدرن، پست مدرن
فلسفه ریاضی: کلاسیک، مدرن، پست مدرن
پدیدآورنده: محمد صال مصلحیان، مجید میرزاوزیری (ویراستار)
ناشر: واژگان خرد - 15 دي، 1384
قیمت:  14000 ریال
این کتاب در هیچ یک از فروشگاه ها عرضه نشده است.
بسط دادن نتایج
نوشته شده در شنبه 27 بهمن1386ساعت 17:27 توسط ندا| |
1.
آنالیز ریاضی: درس، مساله
آنالیز ریاضی: درس، مساله
پدیدآورنده: مجید میرزاوزیری، آرش قاآنی فراشاهی
ناشر: آهنگ قلم - 29 خرداد، 1386
قیمت:  17000 ریال
این کتاب در هیچ یک از فروشگاه ها عرضه نشده است.
2.
فضاهای متریک با طعم توپولوژی
فضاهای متریک با طعم توپولوژی
پدیدآورنده: مجید میرزاوزیری، محمد صال مصلحیان (ویراستار)
ناشر: دانشگاه فردوسی (مشهد) - 02 مرداد، 1386
قیمت:  28000 ریال
این کتاب از 1 فروشگاه قابل تهیه می باشد.
3.
روزی که صداها را دیدم
روزی که صداها را دیدم
پدیدآورنده: مجید میرزاوزیری، مسعود زمانی (ویراستار)
ناشر: سخن گستر - 25 آبان، 1384
قیمت:  10000 ریال
این کتاب در هیچ یک از فروشگاه ها عرضه نشده است.
4.
کهکشان ستاره های دریایی
کهکشان ستاره های دریایی
پدیدآورنده: مجید میرزاوزیری، ناصررضا ارقامی (ویراستار)
ناشر: سخن گستر - 23 بهمن، 1384
قیمت:  12000 ریال
این کتاب در هیچ یک از فروشگاه ها عرضه نشده است.
5.
مثلث
مثلث
پدیدآورنده: مجید میرزاوزیری
ناشر: سخن گستر - 16 ارديبهشت، 1385
قیمت:  7500 ریال
چاپ این کتاب تمام شده است.
6.
سرنوشت پدرم (بازگشت به بازگشت به منزل آخر)
سرنوشت پدرم (بازگشت به بازگشت به منزل آخر)
پدیدآورنده: مجید میرزاوزیری
ناشر: سخن گستر - 01 مرداد، 1385
قیمت:  12000 ریال
چاپ این کتاب تمام شده است.
7.
311
311
پدیدآورنده: مجید میرزاوزیری
ناشر: سخن گستر - 03 تير، 1385
قیمت:  20000 ریال
این کتاب در هیچ یک از فروشگاه ها عرضه نشده است.
8.
عقربه ثانیه شمار
عقربه ثانیه شمار
پدیدآورنده: مجید میرزاوزیری
ناشر: سخن گستر - 01 مرداد، 1385
قیمت:  12000 ریال
چاپ این کتاب تمام شده است.
9.
حافظه استاد
حافظه استاد
پدیدآورنده: مجید میرزاوزیری
ناشر: سخن گستر - 15 ارديبهشت، 1386
قیمت:  12000 ریال
چاپ این کتاب تمام شده است.
10.
بازگشت به منزل آخر
بازگشت به منزل آخر
پدیدآورنده: مجید میرزاوزیری
ناشر: سخن گستر - 1383
قیمت:  10000 ریال
این کتاب در هیچ یک از فروشگاه ها عرضه نشده است.
11.
فلسفه ریاضی: کلاسیک، مدرن، پست مدرن
فلسفه ریاضی: کلاسیک، مدرن، پست مدرن
پدیدآورنده: محمد صال مصلحیان، مجید میرزاوزیری (ویراستار)
ناشر: واژگان خرد - 15 دي، 1384
قیمت:  14000 ریال
این کتاب در هیچ یک از فروشگاه ها عرضه نشده است.
بسط دادن نتایج
نوشته شده در شنبه 27 بهمن1386ساعت 17:27 توسط ندا| |
سلام کمپبل هم به وبلاگ ما سری زد و از خودش حرف در کرد کمپبل الاغ مودب باش اون میاد بهوبلاگم سر میزنه!!!!!!!!!!!!!!!۱۱
نوشته شده در شنبه 27 بهمن1386ساعت 17:22 توسط ندا| |

با ذره تا بینهایت مهر
بازگشت به منزل آخر
فضاهای متریک
با طعم توپولوژی

روزی که صداها را دیدم
کهکشان
ستاره های دریایی

مثــــــلــــــــث
سیصد ویازده
سرنوشت پـدر
عقربۀ ثانیه شمار
----------
اشتباه سوزنبان
حافظۀ استاد
قتل در فانوس دریایی
گنــــگ و گـــویـــــا

 

نوشته شده در شنبه 27 بهمن1386ساعت 17:4 توسط ندا| |
سلام کلاس دپارتمان شد دو روز در هفته (زیست)

ریاضی موند همون ۵ شنبه ها به قول بچه ها استاااااااااااادددددددد میرزاوزیری امده بودند بی کامیار

در مورد فیزیکهم بگید

راستی ریاضی دیگه به جز موارد اضطراری کنسل نمیشه

۵ شنبه ریاضی هست

 

نوشته شده در سه شنبه 23 بهمن1386ساعت 19:13 توسط ندا| |
سلام برنامه کلاس های ۲۲ بهمن تو مدرسه

ساعت ۷.۵ کلاس المپیاد ریاضی اقای میرزاوزیری

ساعت ۹ کلاس المپیاد فیزیک اقای میری

ساعت ۹ کلاس المپیاد زیست دپارتمان اقای بصیری

نوشته شده در یکشنبه 21 بهمن1386ساعت 16:49 توسط ندا| |

 

شتر مو فرفري = زالو = اشتر قندي 

زرافه چشم عسلي = شتر گاو پلنگ

اسکاريس

خر بي جنبه

اسب

جوجه تيغي = گاو جهش يافته

راکن چشم بادومي

الاغ سم طلا

شير برنج

شرک = گوريل کوچولو = پو

خوک زشت

کمپبل

قلب اکاسيفي
نوشته شده در سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 19:24 توسط ندا| |

 

هستي

پري

پرپر

پارميدا

نل = nell

سوني= sony

گلي

ساشا

رميسا = ramisa

ساني = sani

تسوکه = tesoke

مژي

ستايش = seta

lili = لیلی

نوشته شده در سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 19:18 توسط ندا| |

اگه به کلاس ما مياييد اين را بخوانيد            

اگه يهو اسمي مثل :

خر بي جنبه .الاغ سم طلا .شتر مو فرفري .زرافه چشم عسلي .اسکاريس .زالو .گوريل .شرک .شير برنج .کمپبلخانم يه معلم مرد و... مخصوص خود شيرين ها شنيديد عادي خواهد شد چون به زودي شما هم صاحب اسمي جديد ميشويد که از اسمي که مادرتان براي شما انتخاب کرده پر محتوا تر است

اگر يه گروه دايره اي را ديدين که دو دستشونو روي پاشون ميزنن بعد با هم دست ميزنن و دو بشکن ميزنن با اولي شماره خودشونو ميگن با دومي شماره اي ديگه رو اين يه نو بازيه Gemini Gemini GeminiGemini Gemini Gemini

اگه يه گروهو ديدين که دارن به هم تهمت دزدي ميزنن و به يکي ميگن خدا اينکيم بازيه ولي مافياست

اگه يه گروهو ديدين که سر کلاس از معلم اجازه ميگيرن مافيا و چشمک و کي با کي کي کجا چي کار کرد* بازي ميکنن عاديه

اگه وقتي روز ورزش اين کلاس در هواي خوب وارد مدرسه شويد همه را از دم در لباسي مثل گل افتاب گردون و يا قناري ميبينين که دارن تو حياط ميرقصن             يا دارن بسکتبال بازي ميکنن اين مال همه کلاساست چون اين لباس ورزش ماست

اگه ديدين پنج نفر کمپبل ميخونن اينا اونا اند که ميخوان المپياد زيست برن رقيب همن                ولي از انجايي که ميگن دوشمن دانا به از دوست نادان باهمند چون خيلي خوشن                    Reading a Book          Reading a Book  

اگه ديدين از کل کلاس سي نفره بيستو اندي نفر گوشي دارن اون کلاس ما نيست مال ما کمتره 

اگه ديدين يه نفر مثل من هم المپياد زيست ميخونه هم رياضي کلاس ما تنها نيست   Reading a Book  

اگر ديديد معلمي با نامي مثل انسان اوليه شناخته شد درست امديد    

اگه ديدين از کلاس ده نفر وبلاگ دارن ولي تعداد وبلاگا سي تاست درست امدين دو نفر ده وبلاگه اند

*ki ba ki key koja chi kar kard

نوشته شده در سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 19:16 توسط ندا| |

              

ديروز رفتيم سالن اجتماعات زنگ اول و دوم پريد البته نصفش

 تو سالن ثمين رو کرد به من گفت کمک ميکني بهمون برنامه انجمن اسلاميه من ديدم که بابا عضو فعال بسيج (با سه سال سابقه البته فقط واسه پروژه ها  )ازم که چيزي کم نميشه و حوصله نشستنو ندارم گفتم اره اگه ناظما به حجاب گير ندن!!! گفت نه ما هم اوکي را داديم

(سالن بعد از اينکه از مدرسه امدي تو کوچه سازمان (سمپاد خودمون)  بايد مدرسه راهنمايي پسرانه و دبيرستانشو رد کني مي رسي بهش)

يهو ديديم ناظما امدن نگران دنبال پروژکتور از اون جايي که من فهميدم کسي که بر گشته بود مدرسه به علت برودت هوا تو راه گير کرده بود.

زهرا گفت يکي بره دنبالش ترو خدا گريش گرفته بود                 برنامه بعد از قرآن صحبت رييس ناحيه بود اگه بهم ميخورد ...          

يهو ديديم کيانا افتاد تو سالن تا زانوش پر برف بود        گفت پروژکتور کجاست ؟اخه ادم عاقل قبل از اينکه بري بپرس نه الان

گفتم من ميرم

 کيانا گفت منم ميام

 يکي از ناظما گفت منم ميام

خلاصه دو نفري امديم پياده بريم که ناظمو ديديم که رفت طرف ماشينش گفت بياين ديگه يه نگاه به کيانا کردم و هر دو عقب سوار شديم پيش به سوي مدرسه يهو انگار که نوار روش عوض شد يه اهنگ ترکي شروع شد ماشين تو برفاي کوچه نمي کشيد از پرايد همون قدرم زياد بود ولي يهو از تو برفا در امد و دم در مدرسه پياده شديم پروژکتورو که دادن بهمون ناظم دوم رو کرد بهم کنترل داد دستم گفت تو همينو سالم ببري بسه !!!!!!!!!!!! بعد که بردم

 به طفلي کيانا سه جعبه کيک دادن و پروژکتور ببرشون !!!!!!!!!!!!!!!!! از کيانا چند جعبه گرفتم برگشتيم سالن البته اين دفعه من و کيانا جلو يه ناظم و وسايل عقب تازه وسط راه زهرا هم اضافه شد نشست تو بغل خانم ناظم          

 فرنوش رو کرده بهم اشاره کرد به ستاره انتظامات من   Gemini Gemini Gemini Gemini Gemini منم يه لبخند زدم ساکت ............ ول نميکرد اخر امد عقب رو به ناظم اولا گفت من دسشويي دارم يهو دوهزاريم افتاد طفلي به دسشويي اشاره ميکرده نه من          

 تازه خيلي خنديديم چون مرده امده بود ميگفت ما تو کشورمون پليمر و از اين جور چيزا داريم اخه ادم عاقل ما تو کشورمون نميتونيم يه سوزن توليد کنيم و سر خودکارامون وارداتيه !!!!!!!

بر اثاث تذکر ناظم از جام پريدم که پشت سرم ميگفت ساکت شروع کردم به ساکت کردن بچه ها و

 نگاه کردن به بقيه بچ انتظامات پرديس رتبه يک  شري  و رتبه پرحرفي يک سارا و نسيم و رتبه سوم شري اولا خودم  بهبه چه شود امدم برم که ليلا رو ساکت کنم گفت برم بزنمش داره چرت ميگه!!!!!!!!!!!!!!

کيکارو به جاي يه دفعه به اولا و بچ خودمون دو دفعه دادم .      

بعد يگانه خ رو کرده بهش ميگه چرا کل کشور پنج روز به تعطيلي خورد يارو کم اورد گفت جلسه دارم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 اخرم که داشتيم برميگشتيم ده دوازده تا پسر جلو در دبيرستان رو تيوپ داشتن بازي ميکردن گوشه هايي از اموزش ماست                          Reading a Book          Reading a Book  

 زنگ اخر مدرسه دي ان آ رو بردم ازمايشگاه فرنوش داشت گزارش کار ميداد ميگه چرا اب ندادي بهم                        بهش ميگم چايي نمي خواي احيانا تو دسشويي داشتي يا اب ميخواستي چشم مسئول ازمايشگاه زيست خانم جمالي چهار تا شده بود يه ربه اخر زيست کنار معلم بسکتبال دودر شد.         

 

نوشته شده در سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 19:3 توسط ندا| |
سلام بچه ها تعویض قالب به خاطر مشکلی بود که ایجاد کرده بود و دیر بالا امدنش تا پیدا کردن قالب جدید و خوب  در ضمن میدونم بعضیاتون اینو خونده بودین.

 

به امید قالبی خوب

نوشته شده در دوشنبه 15 بهمن1386ساعت 17:56 توسط ندا| |
ميگن جواب يک دانشجوی دانشگاه واشينگتن به يک سؤال امتحان شيمی آنچنان جامع و کامل

. بوده که توسط پروفسورش در شبکهء جهانی اينترنت پخش شده و دست به دست ميگرده خوندنش سرگرم‌کننده است

پرسش: آيا جهنم اگزوترم (دفع‌کنندهء گرما) است يا اندوترم (جذب‌کنندهء گرما)؟

اکثر دانشجويان برای ارائهء پاسخ خود به قانون بويل-ماريوت متوسل شده بودند که می‌گويد حجم مقدار معينی از هر گاز در دمای ثابت، به طور معکوس با فشاری که بر آن گاز وارد می‌شود متناسب است. يا به عبارت ساده‌تر در يک سيستم بسته، حجم و فشار گازها با هم رابطهء مستقيم دارند

ما يکی از آنها چنين نوشت


اول بايد بفهميم که حجم جهنم چگونه در اثر گذشت زمان تغيير می‌کند. برای اين کار احتياج به تعداد ارواحی داريم که به جهنم فرستاده می‌شوند. گمان کنم همه قبول داشته باشيم که يک روح وقتی وارد جهنم شد، آن را دوباره ترک نمی‌کند
پس روشن است که تعداد ارواحی که جهنم را ترک می‌کنند برابر است با صفر

برای مشخص کردن
تعداد ارواحی که به جهنم فرستاده می‌شوند، نگاهی به انواع و اقسام اديان رايج در جهان می‌کنيم. بعضی از اين اديان می‌گويند اگر کسی از پيروان آنها نباشد، به جهنم می‌رود. از آن جايی که بيشتر از يک مذهب چنين عقيده‌ای را ترويج می‌کند، و هيچکس به بيشتر از يک مذهب باور ندارد، می‌توان استنباط کرد که همهء ارواح به جهنم فرستاده
می‌شوند

با در نظر گرفتن آمار تولد نوزادان و مرگ و مير مردم در جهان
متوجه می‌شويم که تعداد ارواح در جهنم مرتب بيشتر می‌شود. حالا می‌توانيم تغيير حجم در جهنم را بررسی کنيم: طبق قانون بويل-ماريوت بايد تحت فشار و دمای ثابت با ورود
هر روح به جهنم حجم آن افزايش بيابد. اينجا دو موقعيت ممکن وجود دارد


حالت اول :اگر جهنم آهسته‌تر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدريج بالا خواهند رفت تا جهنم منفجر شود

حالت دوم: اگر جهنم سريعتر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدريج پايين خواهند آمد تا جهنم يخ بزند

اما راه‌حل نهايی را می‌توان در گفتهء همکلاسی من ترزا يافت که می‌گويد: «مگه جهنم يخ بزنه که با تو ازدواج كنم!» از آن جايی که تا امروز اين افتخار نصيب من نشده است (و احتمالاً هرگز نخواهد شد)، نظريهء شمارهء
۲ اشتباه است: جهنم هرگز يخ نخواهد زد و اگزوترم است


تنها جوابی که نمرهء کامل را دريافت کرد، همين بود

 

نوشته شده در یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 18:57 توسط ندا| |

به نام خدا

 

داستان يك سيب

 

يه روز يه سيب از روي درخت افتاد روي سر يه مرد ، و آن مرد جاذبه زمين را كشف كرد.

 

يه روز يه سيب از روي يه درخت افتاد روي سر يه مرد ، و آن مرد فكر كرد كه چقدر بد شانس است و آن جا را براي هميشه ترك كرد.

 

يه روز يه سيب از روي يه درخت افتاد روي سر يه مرد ، و آن مرد سيب را نقاشي كرد.

 

يه روز يه سيب از روي يه درخت افتاد روي سر يه مرد ، و آن مرد مرد.

 

يه روز يه سيب از روي يه درخت افتاد روي سر يه مرد ، و آن مرد سيب را با لذت خورد.

 

يه روز يه سيب از روي يه درخت افتاد روي سر يه مرد ، و آن مرد توشه اي از علم سيب بر ذهن گذاشت و عصاره اي شفابخش ساخت براي اثبات توانگري خويش در آن چه مردم معجزه طب مي ناميدند.

 

يه روز يه سيب از روي يه درخت افتاد روي سر يه مرد ، و آن مرد

گفت: اين سيب توطئه خصمانه دشمنان من است و رفت تا انتقام بگيرد.

 

يه روز يه سيب از روي يه درخت افتاد روي سر يه مرد ، و آن مرد

 با تنها رمقي كه از فرط گرسنگي در دستانش جاري بود ، سيب را در جيب نهاد براي روز مبادا!

 

يه روز يه سيب از روي يه درخت افتاد روي سر يه مرد ، و آن مرد

سفري كرد به دل ذرات نهان سيب تا فلسفه جهان را در آگاهي از پيوند ذرات آن بيابد.

يه روز يه سيب از روي يه درخت افتاد روي سر يه مرد ، و آن مرد رفت تا سخاوت درخت را با دوستانش تقسيم كند.

 

يه روز يه سيب از روي يه درخت افتاد روي سر يه مرد ، و آن مرد گفت: من هم مثل تو از ريشه و خانواده ام وامانده ام و آن يگانه سيب، همدم يك عصر گاه آن مرد تنها شد.

يه روز يه سيب از روي يه درخت افتاد روي سر يه مرد ، و آن مرد سيب را خاك كرد تا نگاه بد بينانه ديگران طراوت سيب را پژمرده نكند.

 

يه روز يه سيب از روي يه درخت افتاد روي سر يه مرد ، و او انديشيد كه چه دنياي كينه توزي كه حتي درخت را به جنگ با آدمي بر مي انگيزد و آن درخت را قطع كرد.

 

يه روز يه سيب از روي يه درخت افتاد روي سر يه مرد ، و آن مرد شعري درباره يك سيب نوشت:

 

 زندگي يك سيب است، گاز بايد زد با پوست ...

نوشته شده در یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 18:31 توسط ندا| |
یک داستان جالب
 يک روز آفتابی، خرگوشی خارج از لانه خود به جديت هرچه تمام در حال تايپ بود. در همين حين، يک روباه او را ديد.

روباه: خرگوش داری چيکار می‌کنی؟ 

خرگوش: دارم پايان نامه می‌نويسم.

روباه: جالبه، حالا موضوع پايان نامت چی هست؟

خرگوش: من در مورد اينکه يک خرگوش چطور می تونه يک روباه رو بخوره، دارم مطلب می‌نويسم.

روباه: احمقانه است، هر کسی می‌دونه که خرگوش ها، روباه نمی‌خورند.

خرگوش: مطمئن باش که می تونند، من می تونم اين رو بهت ثابت کنم، دنبال من بيا.

خرگوش و روباه با هم داخل لانه خرگوش شدند و بعد از مدتی خرگوش به تنهايی از لانه خارج شد و بشدت به نوشتن خود ادامه داد.

 در همين حال، گرگی از آنجا رد می‌شد..

گرگ: خرگوش اين چيه داری می‌نويسی؟

خرگوش: من دارم روی پايان نامم که يک خرگوش چطور می تونه يک گرگ رو بخوره، کار می کنم.

گرگ: تو که تصميم نداری اين مزخرفات رو چاپ کنی؟

خرگوش: مساله ای نيست، می خواهی بهت ثابت کنم؟

بعد گرگ و خرگوش وارد لانه خرگوش شدند.

خرگوش پس از مدتی به تنهايی برگشت و به کار خود ادامه داد.

حال ببينيم در لانه خرگوش چه خبره

در لانه خرگوش، در يک گوشه موها و استخوان های روباه و در گوشه ای ديگر موها و استخوان های گرگ ريخته بود.

در گوشه ديگر لانه، شير قوی هيکلی در حال تميز کردن دهان خود بود.

 نتيجه:

هيچ مهم نيست که موضوع پايان نامه شما چه باشد

هيچ مهم نيست که شما اطلاعات بدرد بخوری در مورد پايان نامه‌تان داشته باشيد

آن چيزی که مهم است اين است که استاد راهنمای شما کيست؟

 

نوشته شده در یکشنبه 7 بهمن1386ساعت 19:15 توسط ندا| |
عکسی که در اواخر سال گذشته میلادی توسط كاوشگر اسپریت سازمان ناسا از سطح كره مریخ گرفته شده بود این تصور چندین ساله را که حیات در کره مریخ وجود دارد را شدت بخشید  . تصویر جسمی شبیه پیكره انسان را بر روی مریخ نشان می داد . بلافاصله سایتهای اینترنتی زیادی به موضوع پرداختند و عکس را بطورت زنی زنده نشسته روی کوه تفسیر کردند .

تصویر زنی نشسته روز کوه در مریخ

اما واقعا این جسم چیست ؟ ستاره شناسان  انرا فقط قطعه ای سنگ دانسته اند .

از انجایی که مریخ ۳۵ میلیون مایل از زمین فاصله دارد حتی بهترین تلسکوپ ها هم قادر به تشخیص جزئیات اشیا نیستند .

ستاره شناسان معتقدند به همان دلیلی که باعث می شود مردم صورتهایی را در ابر ها یا لکه های قهوه ببینند این عکس را هم انسان می بینند . بعلاوه مساله این است که اگر حیاتی هم در این سیاره باشد تا چه حدی این حیات می تواند شبیه انسان باشد ؟

 

 

نوشته شده در یکشنبه 7 بهمن1386ساعت 18:55 توسط ندا| |

تکرار می شود
هیاهوی خالی و پوچ....
من را
در حریم امن چشمانت
به آرامش برسان

نوشته شده در یکشنبه 7 بهمن1386ساعت 18:44 توسط ندا| |

زمستان
سرآغاز نگاه سرد تو بود
و شب بلورین من
معصومانه شکست
با حجم سنگ های غرور تو

نوشته شده در یکشنبه 7 بهمن1386ساعت 18:42 توسط ندا| |

 

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند

مثل آسمانی که امشب می بارد....

و اینک باران

بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند

.

.

.

.

.

.

و چشمانم را نوازش می دهد

تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

نوشته شده در یکشنبه 7 بهمن1386ساعت 18:40 توسط ندا| |

برف که می بارد
آدم ها حرف های خوشبو می زنند
مهربانی را
می شود در نگاهشان دید

.

.

.

اما این همدلی فردا مثل برف 
با نور خورشید ناپدید می شود

نوشته شده در یکشنبه 7 بهمن1386ساعت 18:38 توسط ندا| |
  

 

          شده  تاريك خونه   تا   كه رفتي       فيوز  رو با خودت بردي  چرا تو؟

 

                                         *          *          *

 

          ز دوري تو اين دل  خونه  خونه       نمي توني  بياي   بيرون   ز خونه

 

         نمي شه  من تورو هر روز ببينم        بليط  باغ وحش     خيلي    گرونه !

 

                                        *          *          *

 

         شبي   خوشبوترين   گلهاي  عالم        بيارم   پيش  تو،  ريزم  به  پايت!

 

         كه  تا  شايد  رها  گردم   عزيزم        ز   بوي    گند   آن   جورابهايت !

 

                                          *          *          *

 

          دو چشمت هست بس زيبا عزيزم       دو چشمت هست چون دريا عزيزم

 

         اجازه  مي دهي   در  آن   بشويم        من   اين   جورابهايم  را عزيزم ؟!

 

                                          *          *          *

 

           اگه  مي شد  بفهمي دست  سردم        چه  محتاجه به اون  دستاي داغت

  

           نمي كردي، نمي كردي، عزيزم         تو اون  دستاتو  دائم   تو دماغت !

 

 


نوشته شده توسط مجید رحمانی صانع کپی شده از
http://www.gaz-e-ashkavar.blogfa.com/
نوشته شده در یکشنبه 7 بهمن1386ساعت 18:24 توسط ندا| |
سازمان ملي پرورش استعدادهاي درخشان
سوسکهاي مرده پخش و اواره دستشويي
سوسولان مخ پرت شده از ديونه خونه
سازمان ملي پرورش افراد ديوانه
انواع ان
برخي مراکزش به جاي سمپاد
سمساد اند سازمان ملي سرکوب استعدادهاي درخشان
سمپاش اند سازمان ملي پرورش افراد شيمي دان (تسوکه) مثلاً
سمپاش با معاني ديگه يادم نمياد
سمپيج سازمان ملي پرورش يه مشت جوجه
اگه بازم يادتون مياد بگين.
نوشته شده در پنجشنبه 4 بهمن1386ساعت 21:26 توسط ندا| |