تبليغاتX
nell
 
 
:: تبليغات
 

 
 
 
 


 

 
 
 
ديروز در سايت بالاترين مطلبي نوشتم با عنوان "فردا روز بزرگيه.شايد فردا كشته شوم". آمدم كه بگويم زنده ام ولي خواهرم كشته شد... آمدم بگويم كه خواهرم در دستان پدر مرد.... آمدم بگويم كه خواهرم آرزوهايي بزرگ داشت...آمدم بگويم كه خواهرم كه كشته شد سرش به تنش مي ارزيد... كه مثل من دوست داشت روزي موهايش را به دست باد بسپارد ..... كه مثل من "فروغ" ميخواند و دلش ميخواست آزاد زندگي كند و برابر .... و دلش ميخواست سرش را بالا بگيرد و بگويد:" ايرانيم".... و دلش ميخواست روزي عاشق مردي شود كه موهاي آشفته دارد ...و دلش ميخواست دختري داشته باشد كه گيسوانش را ببافد و برايش در گهواره لالايي بخواند....
خواهرم مرد از بس كه جان ندارد.... خواهرم مرد از بس كه ظلم پاياني ندارد.... خواهرم مرد از بس كه زندگي را دوست داشت.... و خواهرم مرد از بس كه مردم را عاشقانه دوست داشت.
خواهرم عزيزم كاش وقت رفتن چشمانت را ميبستي...آخر آخرين نگاهت جانم را ميسوزاند.... خواهركم بخواب.آخرين خوابت شيرين...
+ نوشته شده در يكشنبه سي و يكم خرداد 1388ساعت 0:48 توسط حنا
 
بخواب اي خواهر نازم ندايم
 كه روح پاك تو گردد صدايم
ندا دادي تو ما را با صداقت
قسم بر آن نگاه بي گناهت
كه رايت را بگيريم از سياهي
كه همره ما نگرديم با تباهي
كه همواره به ظالم ما بتازيم
كه دائم جاودان راهت بسازيم
بخواب اي خواهرم آرام آرام
بخواب اي نو شكفته اي دلارام
شهيد راه پاكي ها تو بودي
مبارز با تباهي ها تو بودي
تو كه هرگز نبودي خاك و خاشاك
چرا افتاده اي اينگونه در خاك؟
ندايم اي نداي سرزمينم
صداي جاودان اين زمينم
صداي تو شود داد دليران
نداي تو شود فرياد ايران
 


ندا آقا سلطان، ۲۷ ساله‌، دانشجوی فلسفه که در جریان اعتراضات مردمی شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ (۲۰ ژوئن) در امیر آباد تهران، به ضرب گلوله نیروهای شبه نظامی (بسیج) کشته شد.انتشار فیلم کوتاهی از کشته‌شدن وی بازتاب‌های فراوانی در رسانه‌های جهان بدنبال داشت.

پیکر ندا صالحی محرمانه به خاک سپرده شد

رژيم، پيكر ندا را به خانوادهاش به شرطى تحويل داد كه آنها سريع و محرمانه او را در بهشت زهرا به خاك بسپارند. خانواده ندا او را در بهشت زهرا به خاك سپرده و مراسم ختم وى که قرار بود روز اول تير ساعت5 تا شش و نيم بعدازظهر در مسجد نيلوفر واقع در خيابان بندرعباس در تهران برگزار شود به نقل از "آزاد تبریز" با تماسی از طرف مسجد لغو شده است. "آزاد تبریز" گفت: "گفته می شود به تمامی مساجد تهران دستور داده شده است که اجازه برگزاری مراسم ندا صالحی آقا سلطانی را ندارند". گفتنی است که ندا صالحی ساعت 7:20 دقیقه سی خرداد 1388 در خیابان کارگر، تقاطع خسروی و شهید صالحی توسط ماموران حکومتی به ضرب گلوله شهید شد. وى به همراه استاد دانشگاهش در ‌رشته فلسفه و چند تن از هم کلاسى هايش در تظاهرات شرکت كرده بود. دو تن از ماموران لباس شخصى قلب ندا را با کلت کمرى هدف قرار دادند و وى در دستان استادش بهشهادت رسید. مردم تهران روز گذشته، نام خيابان ”امير آباد“ را به خيابان ”ندا“ تغيير داده و شعار مىدادند. روز عاشورا و اينجا کربلاست - ما همه در خون و اسم ما «ندا» است.

 

| لينک ثابت |  چهارشنبه 10 تیر1388 | 16:35 

  بيان انتقادات و پيشنهادات  

| لينک ثابت |  سه شنبه 9 تیر1388 | 17:40 

  بيان انتقادات و پيشنهادات  
 
 

6bnr8yv.jpg

آیا به راستی باید یک انسان را بخاطر سیاست تا به این حد شکنجه کرد؟!!!

سلام در نگاه اول

همه همین فکر رو میکنیم

 ولی  خب نترسین این عکس مربوط به بازدید اقای خاتمی از زندان اوین بوده

و فرد شکنجه شونده ماکت یک انقلابی مورد شکنجه در دستگاه سواک را نشان میدهد

الحمدالله ما در حال حاظر قاطلین بی رحم را هم اینگونه سلاخی نمیکنیم  حتی در طرح امنیت اجتماعی !

 

ولی خوب است بدانید چگونه میتوان برای یک شخصیت سیاسی محبوب با یک عکس پاپوش درست کرد و برایش مشکل ساز شد

1.gif1.gif

با توجه به نزدیک بودن انتخابات بیدار باشی

 

| لينک ثابت |  سه شنبه 9 تیر1388 | 17:35 

  بيان انتقادات و پيشنهادات  
 
 

هر انسانی چه مرد وچه زن از خیانت در زندگی مشترك متنفره و افراد مختلف با توجه به تربیت اجتماعی شان ,عكس العملهای متفاوتی رو نسبت به طرف خیانتكار نشون میدن .به تصاویر نگاه كنید بقیه ماجرا دستگیرتون خواهد شد.

Iran Eshgh Group !

عكس العمل خانمی نسبت به خیانت شوهرش این بود كه یك آگهی با نام "سگ گمشده"چاپ كرد و آنرا در بین دوستان و محله خود پخش نمود. قشمتی از مضمون آگهی این است:

"سگ گمشده"

او(استیون) آخرین بار در یك دوربین مخفی (كار گذاشته شده )مشغول خیانت به همسرش وداشتن  رابطه (جنسی)با بهترین دوست زنش دیده شده است.
 

Iran Eshgh Group !

این خانم كه از خیانت همسرش عصبانی بود با رنگ بر روی ماشین او نوشت:

امیدوارم (آن زن) ارزشش رو داشته باشه!!
 

Iran Eshgh Group !

خانمی دیگر كه فوق العاده از خیانت همسرش (ویا دوست پسرش) عصبانی بود باپرداخت هزینه ای نسبتا زیاد,

 نوشته پارچه ای رو به دنباله یك هواپیمای اجاره ای بسته و آنرا بر بالای یك اجتماع بزرگ شهرشان در

انگلیس با این مضمون به نمایش در آورد:

بالای عكس دست راست : (( اسكات  كلی , آلت مردانه اش خیلی كوچك است!!))
 

Iran Eshgh Group !

خانم دیگری پس از آگاهی از خیانت شوهرش, اول اساس و لباسهای او را از خانه بیرون انداخت و بعد هم با

رنگ اسپری روی گاری حامل اثاثیه نوشت: شوهر خیانت كار!
 

Iran Eshgh Group !

این خانم كه از خیانت همسرش عصبانی بود با رنگ بر روی ماشین او نوشته است:

حرامزاده امیدوارم (آن.....) ارزشش رو داشته باشه!!
 

Iran Eshgh Group !

Iran Eshgh Group !

خانمی هم با رنگ بجان ماشین شوهر خیانت كار افتاد....و واقعا افتاد

Iran Eshgh Group !

این یكی ............ .واقعا مرد خیانت كار شانس آورد موقع عملیات خانم عصبانی , اونجا حضور نداشت والا یكی

از این كلنگ ها روی سر اون فرود میآمد....!!

خانم كه از خیانت دوست پسرش بسیارعصبانی شده بود اول این بلایی رو كه میبینید به سر ماشین دوست پسرش آورد و بعد هم یادداشتی از قبل آماده شده ای رو بصورت تابلو در محل و دركنار ماشین نصب كرد...!!

Iran Eshgh Group !

سلام استیون!

حالا توجهت رو جلب كردم؟

من همه چیز رو درباره اون دختره میدونم. تو یك آدم كثیف , آب زیر كاه,هرزه و.... هستی!

همه چیز روی نوار ضبط شده!(راه انكاری نیست.)

من هزینه این تابلو رو هم از حساب بانكی مشتركمان پرداخت كردم.

(اینم برای اینكه بیشتر بسوزی.)
 

Iran Eshgh Group !

آقایان مواظب باشید با یك همچون صحنه ای مواجه شدید دیگه زحمت خونه رفتن و توضیح دادن و.... رو به خودتون ندید. چون دل شیر میخواد با یك همچون خشمی مواجه بشید

 

 

| لينک ثابت |  سه شنبه 9 تیر1388 | 17:32 

  بيان انتقادات و پيشنهادات  
 
 


 یاد روز آشنایی
همراه اندوه نگاهت
رفتم که دیگر برنگردم
دیگر نمی مانم به راهت
رفتم دگر بدرود بدرود
پایان گرفت افسانه‌ی ما
چون قایقی در دست طوفان
ما عشقمان گم شد به دریا
رفتم دگر بدردود بدرود
از من چه دیدی من چه کردم
از من گذشتی بی تو من هم
رفتم که دیگر بر نگردم
اکنون چو پاییز نگاهت
غمگینم و تنها و خسته
کی می توان برگشت افسوس
پشت سرم پلها شکسته
یاد تو همچون سایه با من
هر جا که رفتم همسفر بود
تو بی من و یاد تو با من
عشق تو دیگر بی ثمر بود
من قصه اندوه و دردم
رفتم که دیگر بر نگردم
من شعله ای خاموش و سردم
رفتم که دیگر بر نگردم

 

| لينک ثابت |  دوشنبه 8 تیر1388 | 17:37 

  بيان انتقادات و پيشنهادات  
 
 


وقتي كودك بودم
زمين همين زمين بود
وآسمان همين
شگفتا اما پر از پروانه
وشيشه ي هر پنجره خورشيدي داشت ولبخندي
هواي باغچه بهترين صبحانه بود
همه چيز ازلي
همه چيز ابدي
بابا تاهميشه بابابود
در كودكي بزرگي تنها به بلندا بود
ومهرباني به لبخند

موسوي گرمارودي

 

| لينک ثابت |  دوشنبه 8 تیر1388 | 17:34 

  بيان انتقادات و پيشنهادات  
 
 

من تو را دوست دارم   

تا وقتی که آسمان عشقت از ستاره های تنهائی خالی شود

با تو از دنیائی خواهم گفت

که ترانه هایش همه عشق

صبح بی خبر از همه ی دنیا

با نسیم سرکش زندگی تا کجاها خواهیم رفت

ظهر در بستر عشق خورشید را لمس خواهیم کرد

شب با نور ماه به خانه می آئیم

بالای ایوان می نشینیم

و وقتی ستاره ها چشمک می زنند

به آواز سکوت در شب گوش خواهیم داد

و وقتی خواب به سراغ بیداری می رود

من دوباره احساست خواهم کرد

به تمامی آنگونه که هستی

 

.

 

 

| لينک ثابت |  دوشنبه 8 تیر1388 | 17:32 

  بيان انتقادات و پيشنهادات  
 
 

یواش یواش دارم میفهمم چرا رفتی

رفتن که نه ولی عبارت دیگه ای نمیتونم جاش بزارم

ممنون که گذاشتی منم مثل خودت یه مدتی تنها باشم , تنها بودن من بدیش اینه که نگران حال توام همین.

چی بگم دیگه

راستی دادشی جونم هم رفت دلم واسش یه ذره شده .

(کلیدام رو پس گرفتم) :D

 

| لينک ثابت |  دوشنبه 8 تیر1388 | 10:34 

  بيان انتقادات و پيشنهادات  
 
 

نمی دونم چرا هر وقت دلم میشکنه راحت تر حرفام رو برگه میارم انگاری خودکارم دلش برام می سوزه

ولی هر وقت ارومم وباید برای مزحکه کردن روزای بدم شده یه چیزی بنویسم خودکار و دفترم ناپدید میشن و منتظر می مونند تا یکی دل منو بشکنه وزمانی که پیداشون میشه انقدر میمونند تا به زور دلمم که شده چشمام پر اشک شه...

فقط خوبیش اینه که تو تنهاییام که هیچکی باهام نیست اونا هستن...

اخه چرا هر وقت چیزی مگیم یاد خستگی وتنهایی و غصه هامون میافتیم؟

نمی دونم چرا هر وقت داغونم راحت تر حرفام رو برگه میارم انگاری خودکارم دلش برام می سوزه

ولی هر وقت ارومم و باید یه چیزی بنویسم منتظر می مونند .

خداییش تازه فهمیدم نوشتن چه حالی به ادم میده و دارم مینویسم فقط میترسم کسی بخواد بخونش اگه دست چند نفر بیوفته دیگه nell وجود نداره

فقط خوبیش اینه که تو تنهاییام که هیچکی باهام نیست اونا هستن...

فکر کنم منم باید یه مدتی نباشم ولی الان نه بعد از امتحانا میخوام یه مدتی خودم باشم و خودم نه mob نه weblog نه ID نه ....

 

| لينک ثابت |  دوشنبه 4 خرداد1388 | 17:49 

  بيان انتقادات و پيشنهادات  
 
 

امروز که برای تو می نویسم شاید آخرین نامه من برای تو باشد.

آخرین نوشته ای که عشقم را به تو نشان می دهد.

امروز می خواهم به عهدی که با تو بستم عمل کنم. به عهدی که جانم را دردمند و روحم را پیر و فرسوده می کند.

امروز می خواهم به عهدم وفا کنم و ترا رها کنم.

 آنگونه رها که حتی در رویاهای شبانه ام هم به سراغم نیایی.

آنگونه رهایت کنم که خاطراتت را یکجا به فراموشی  بسپارم.

امروز ترا برای همیشه بدرود می گویم

نه آنگونه که خود خواهان آنم

 بدرود می گویم بی آنکه در آغوشت بگیرم. بی آنکه با دستهای لرزانم اشکهایت را پاک کنم.

بی آنکه اجازه دهی برای آخرین بار گرمی وجودت را لمس کنم.

این گونه با تو خداحافظی می کنم تا به عهدم وفا کرده باشم.

امروز آخرین روز روشن زندگی من است. امروز دیگر شب پر ستاره ندارد.

 امروز دیگر غروب عاشقانه ای برایم نخواهد داشت. امروز پایان من است.

چون امروز می خواهم به عهدم وفا کنم.

به عهدم!!! چقدر جالب....

 چرا همیشه همه عهد ها و پیمان ها به ضرر من تمام شد؟؟؟؟؟؟

چرا  غصه دار همه عهد ها من شدم؟ نمی دانم....

اما این را می دانم که همیشه دوستت خواهم داشت... 

 امروز من به عهدم وفا می کنم همانگونه که تو خواسته ای...

امروز من می روم برای همیشه تا به تو ثابت کنم عاشق ارباب و معشوق برده نیست!!!!

 من ترا بیشتر از جانم دوست دارم....

امروز من به عهدم وفا کردم. تا بیاید روزی که تو نیز به عهدت وفا کنی...

 

| لينک ثابت |  پنجشنبه 31 اردیبهشت1388 | 19:14 

  بيان انتقادات و پيشنهادات  
 
:: لينک باکس
 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
لوگوي ما
 
nell

 
 
 

لوگوي دوستان

 
nell

 
 
 
لينک دوني
 

 
 
 
طراح قالب
 
اين قالب توسط Temp-Designer طراحي و ترجمه شده.